۱۳۹۶ فروردین ۱۸, جمعه

۲


دارم می‌میرم که صدات رو بشنوم. دارم می‌میرم که باهات حرف بزنم. درد گلوله می‌شه توی سینه‌ام. بغض گلوم رو فشار می‌ده. قلبم توی خلاء مچاله می‌شه. هیچ‌کس نیست که باهاش حرف بزنم. کاش اینجا بودی. کاش اینجا رو می‌خوندی. تو رفیق همه‌ی روزهام بودی، تو رفیق همه‌ی شب‌هام بودی.

بلند می‌شم و اشک‌هام رو پاک می‌کنم. صورتم رو می‌شورم. الان وقت ناراحتی نیست. باید راهم رو به تو پیدا کنم. می‌دونم که پیدا می‌کنم. این دفعه نمی‌ذارم زندگی کثافت کسی رو که عاشقشم ازم بگیره. می‌ترسم. از دیر شدن می‌ترسم. ولی نمی‌ذارم دیر بشه.

دارم می‌میرم که صدات رو بشنوم. دارم می‌میرم که چشمات رو ببینم.


هیچ نظری موجود نیست: