۱۳۹۶ فروردین ۲۴, پنجشنبه

۸


یه روزهایی یادت یه جوری حمله می‌کنه که باید خودم رو با طناب به تخت ببندم تا بهت زنگ نزنم. امروز از اون روزهاست.
بعد کافیه که مثلا نشسته باشم عکس ببینم از کتاب کیارستمی که برام گرفته بودی. بعد یک‌دفعه عکسمون که اون دفعه یواشکی گذاشته بودیش لای کتاب، بیفته رو زمین.

همین کافیه که امروز، امروز نباشه.

هیچ نظری موجود نیست: