۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

خانه تکانی

عارضم به حضورتان که درست تا همین لحظه ای که در خدمت شما هستم و تا موعد در شدن توپ و نو گشتن سال کمتر از ده ساعت باقی مانده ، در رابطه با خانه تکانی و تمیز کردن اتاقم هیچ فعالیت مبسوطی از اینجانب سر نزده است . می توان در سمت راست بنده تلّی از مجله و دی وی دی را مشاهده کرد که بر روی میز تحریر جا خوش کرده اند . در سمت چپ ، توده ی کتاب ها ی جدید خریداری شده ، یک جفت کفش نو ، حوله ی حمام و پرده ی اتاق بر روی تخت نامرتب بنده قرار گرفته اند . در پشت سر هم مقادیر زیادی از چرکنویس داستان ها ، فیلم نامه ها و نمایش نامه هایی است که در میانه ی نگارششان از ادامه باز مانده ام و آن پشت زیر پوستر چه گوارا برای خودشان جایی دست و پا کرده اند و منتظر روزی هستند که دوباره به سراغشان بیایم .
این ها را عرض کردم خدمتتان که اگر دیدید بعد از چند روز دیگر مطلب جدیدی بر روی این وب نوشت قرار نگرفت فاتحه ای بفرستید برای من مرحوم که مغزم توسط گلوله ی شلیک شده از شات گان مادرم پاشیده شده است بر روی دیوار ؛ درست کنار پوستری که در آن چارلی چاپلین و پسرک با تعجب و ترس از پشت دیوار به ما زل زده اند .

۱ نظر:

Pouya !* گفت...

عيدت مبارك بهروز خان ، سرت سبز ، پرچمت بالا ... سلام ما رو هم به چه گوارا برسون...