۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه

فقط لحظه های خاصی وجود دارند که می شه زندگی صداشون زد . مثلا اون لحظه هایی که نصف شب ، مست نشستی توی ماشین و تو کوچه پس کوچه های سهروردی برای خودت چرخ می زنی و با صدای بلند می خونی : عاشقم من ... عاشقی بی قرارم ... کس ندارد خبر از دل زارم ... آرزویی جز تو در دل ندارم ... من به لبخندی از تو خرسندم ...
و بعد یاد خندیدنش می افتی . ساکت می شی و لبخند می زنی .

۲ نظر:

باران گفت...

و بدی ِ این لحظه ها اینه که اونقدر کوتاه هستن که اگه ننویسی شون...هیچ وقت یادت بهشون نمی افته!..مثل استون می مونن...قوی ان..اما سریع می پرن..

Pouya گفت...

:)